تبليغاتX
رضا حجتی

رضا حجتی

عدالت و توسعه

هر چند اتفاقی که در "داووس سوئیس" افتاد؛  تازگی خود را  از دست داده، اما به دو علت مطلب زیر را منعکس کردم؛ اول اینکه همان زمان - شنبه 12 بهمن جاری - نوشته شده و دوم اینکه - به تعبیر ورزشی ها - "چی کرد این اردوغان!!"

واکنشی که نخست وزیر ترکیه در مقابل نوع رفتار و اظهارات رییس اسراییلی در اجلاس اقتصاد جهانی نشان داد؛ در نوع خودش کم نظیر بود. "رجب طیب اردوغان" با این اقدام به موقع گفت: می شود؛ هم اهل گفتگو و مذاکره بود و هم روی مواضع اصولی خود پا فشاری کرد او نماینده شایسته ای برای ملت ترکیه بود زیرا به طرف پر مدعای خود فهماند؛ حق ندارد با تکیه بر حمایت قدرت های جهانی و "بلند کردن صدایش" به ملتی که او نمایندگیش را بر عهده دارد؛ توهین کند. یادمان باشد این اقدام را رییس یک رژیم سیاسی سکولار و در یک قدمی "شیمون پرز" انجام داد؛ چیزی که نه ما و نه آنها انتظارش را نداشتیم.

او همچنین به وجدان مردم جهان که زیر فشار رسانه ای غربی ها قرار دارند؛ "تلنگری" وارد کرد وقتی قساوت ارتش اسراییل را در کشتن کودکان، زنان و غیر نظامیان؛ مورد تاکید قرار داد یعنی اینکه اشغالگران فلسطین پس از جنگ جهانی دوم در عمل همان منطقی را در پیش گرفتند که نژاد پرستان آلمانی در جنگ برای نابودی یهودی ها به آن تکیه می کردند؛ هرچند با بهرمندی از توان رسانه ای خود سعی دارند افکار عمومی جهانیان را توجیه کنند

آنچه در نوار ساحلی غزه طی ۲۲ روز تهاجم اسراییلی ها اتفاق افتاد چیزی جز تحقیر حقوق بشر و تمسخر  مدعای دولت های قدرتمند نبود!!



+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 15:56  توسط رضا حجتی  | 

از مدتی پیش قصد داشتم وبلاگم را "به روز" کنم؛ ولي گرفتاري هاي روز مره مانع از اين كار مي شد. امروز اما، تصميم گرفتم هر طور شده شروع كنم. ابتدا از همه دوستاني كه در موسم انتخابات مجلس هشتم و تا بن بست شوراي نگهبان مرا همراهي كردند؛ صميمانه سپاسگزاري مي نمايم بخصوص اينكه بعد از آن هم لطف دوستان همواره شامل حالم شده و اين بزرگترين سرمايه براي من است؛ انشاءالله كه همچنان محبت عامل ارتباط من با آنها باشد.

 موضوع استيضاح وزير كشور و انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا در صدر اخبار روز قرار داشت؛ ماجراي پند آموز كردان البته قابل صرف نظر نيست؛ اما بماند براي نوبت آينده.

و اما، حدود ساعت ۸  صبح امروز چهارشنبه ۱۵ آبان ماه ۱۳۸۷ در ايران مقارن با ساعات پاياني روز سه شنبه ۴ نوامبر ۲۰۰۸ در آمريكا، نتايج نهايي انتخابات ۴۴مين دوره رياست جمهوري آن كشور ـ كه پرهزينه ترين  انتخابات تاريخ آمريكا هم بود ـ با پيروزي نامزد  آفريقايي تبار دموكراتها، به پايان رسيد و پس از ۸ سال دوباره "كبوتر ها" به سرير قدرت باز گشتند.  از اين مبارزه نفس گير دو ساله كه با افت خيزهاي فرواني همراه بود؛ مي توان بسيار آموخت؛ ولي جالب ترين آن نوع مواجهه هر دو طرف برنده و بازنده با نتيجه اعلام شده بود و براي من سخنراني آخر "مك كين".

كانديداي  شكست خورده جمهوري خواهان در اظهارات خود ضمن قبول شكست، از همه طرفداران و كساني كه به وي راي داده بودند؛ تشكر كرد او از خانواده و همكارانش هم فدرداني نمود و پيروزي "باراك اوباما" رابه وي و حاميانش تبريك گفت؛ سپس اذعان نمودكه نواقصي در كار آنها بوده كه موجب شكستشان شده و حتا تلاش كرده اند، اين مشكلات را بر طرف كنند ولي موفق نشده اند او ضمن پذيرفتن مسئوليت كاستي ها،  اعضاء حزب خود را متوجه بررسي و شناخت علل شكست ـ به منظور غلبه بر آنها در آينده ـ نمود او با تاكيد بر وجود تفاوت ها، براي كمك به اوباما اعلام آمادگي كرد و از هوادارانش خواست فردا را با انديشه ساختن ايالات متحده آغاز كنند چرا كه فرداي آمريكا متعلق به آنها و فرزندانشان است.

 والبته؛ او خودش را اول و وسط و آخر افراد شایسته رئیس جمهور شدن فرض نکرد؛ او همکاری و کمک دیگران را نادیده نگرفت و ارزش آن را ناچیز جلوه نداد؛ او عوامل شکست را یکسره به رقیب یا دشمنان پیدا وپنهان منتسب نساخت و با فرافکنی  از زیر بار مسئولیتی چنین سنگین، شانه خالی نکرد؛ او ده ها افترا و تهمت را متوجه طرف پیروز ننمود؛ او ادامه تلاش براي كشور و مردمش را منوط به پيروزي خودش نكرد و او فرياد "وااسلاما"!! سر نداد و ...

راستي چقدر پايان اين رقابت با فينال مسابقات جام جهاني فوتبال يا المپيك شباهت داشت و طرف بازنده ـ ضمن متاْ سف بودن ـ خود را نابود و حذف شده براي هميشه تصور نمي كرد.

اينها پندهاي خوبي است كه ما مي توانيم از ساير ملل بگيريم؛ مهم نيست آنها در كجاي اين كره خاكي زندگي مي كنند يا به چه زباني سخن مي گويند يا رنگ پوست و نژادشان چيست؛ مهم اين است كه توانسته اند درك روشني از همديگر داشته باشند؛ اختلاف هايشان را با كمترين ميزان خشونت حل كنند و به الگويي كارآمد از زندگي اجتماعي دست يابند.

ناگفته نگذارم؛ مواجهه ي آقاي ناطق نوري با آقاي خاتمي پس از اعلام نتايج انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ و پذيرش شكست در آن "راي گيري"، نيز به همين شكل بود؛ هر چند پس از آن، روند وقايع به سمت ديگري رفت و شكل و شمايلي متفاوت از آنچه در پيام آقاي ناطق نوري آرزو شده بود، يافت.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 15:27  توسط رضا حجتی  | 

ظهر شنبه 11 اسقند ماه 1386 نامه ای را از فرمانداری تهران دریافت کردم که در آن اشاره شده بود " شورای نگهبان در اجرای ماده 35 آیین نامه اجرایی قانون انتخابات صلاحیت شما را به عنوان نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی به استناد بند یک ماده 28 این قانون، رد کرده است."

مطابق آنچه قبلا اعلام شده بود تا سوم اسفندماه جاری بایستی هیأت مرکزی نظارت در این خصوص نظر خود را اعلام می کرد ولی علی الظاهر گردش کار هیأت مذکور با شورای نگهبان، تلفیق و در این مورد، 4 مرحله نظارت به 3 مرحله کاهش یافته بود. من بعد از این گمان نمی کردم که بتوان کار دیگری انجام داد ولی در مشورت با جناب آقای کروبی – دبیرکل حزب اعتماد ملی – قرار شد؛ بویژه از طریق ایشان، مجدداً پیگیری نماییم که در نهایت، نتیجه ای هم حاصل نشد و مشخص شد که "ردصلاحیت" قطعی است.

آنچه از این رهگذر دانستم؛

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 2:55  توسط رضا حجتی  | 

سه شنبه شب گذشته ( ۱۶/۱۱/۸۶ ) حدود ساعت ۲۳:۳۰ از فرمانداري تهران تماس گرفتند "كه نامه شما آماده است." بلافاصله رفتم ، خيابانها خلوت بود و سريع رسيدم؛ طبقه سوم ساختمان فرمانداري در خيابان مير عماد چند تن از كاركنان مشغول دسته بندي و ارسال باقيمانده نامه هايي بودند كه تا آن زمان به دست صاحبانشان نرسيده بود؛ نامه را گرفتم قبض رسيدش را امضاء كردم و آمدم پايين، مقابل در ورودي پاكت را باز كردم بالاي نامه تاريخ ۱۴/۱۱/۱۳۸۶ ثبت شده بود متأسفانه هيأت مركزي نظارت بر انتخابات با عدم تاييد نظر هيأت اجرايي، صلاحيتم را به استناد بند يك ماده ۲۸ رد كرده بود. واقعاً انتظارش را نداشتم و متحير ماندم!!

فرداي آن روز در ورزشگاه شهيد حيدرنيا متن شكايت خود را خطاب به شوراي نگهبان تنظيم و تحويل دادم تا به امروز هم خبر موثقي دريافت نكرده ام. بايد منتظر ماند و اميدوار بود.               

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 17:54  توسط رضا حجتی  | 

دیشب تلفنی به من اطلاع دادند که: "احمد بورقانی هم از میان ما رفت." معمولا شنیدن خبرهای دردناک و اینچنینی انسان را به تفکر و تامل وا می دارد.

من اولین بار با آن مرحوم قبل از انتخابات مجلس ششم و در زمانی که در دفتر تحکیم فعالیت میکردم آشنا شدم. در جریان انتخابات مجلس وی جزو کسانی بود که از جانب دفتر برای حضور در فهرست دوم خردادیها حمایت می شد. واین آشنایی کمابیش ادامه یافت در دو سال اخیر نیز در شورای مشاوران مطبوعاتی اعتماد ملی همراه با سایر دوستان از قبیل آقایان ابطحی وقوچانی افتخار مصاحبت و همکاری با ایشان را داشتم او معتقد به عقیده و آرمانهایش بود و تا آخر نیز برای تحقق آنها مبارزه کرد و در این مبارزه "قلم" را به عنوان سلاح خویش برگزیده بود. اینجانب این تالم را به خانواده محترم ایشان و سایر دوستان علی الخصوص جامعه مطبوعاتی کشور تسلیت عرض میکنم.

خداوند روحش را قرین رحمت واسعه خویش گرداند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 19:12  توسط رضا حجتی  | 

 

یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلو اعدلوا هو اقرب بالتقوی واتقوا الله ان الله  خبیربماتعملون     

                                                                سوره مائده آیه ۷

در روزهای گذشته افراد زیادی به طرق مختلف با اینجانب تماس داشته اند و بسیاری از آنها تایید صلاحیتم را به من تبریک گفته اند. اما من نمی توانم قلبآ خوشحال باشم چرا كه بسياري از افرادي كه من آنها را به نيكي مي شناسم صلاحيتشان تاييد نشده است. براستي ما به كدام ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:52  توسط رضا حجتی  | 

باسلام خدمت همه دوستانی که به اینجانب محبت دارند باید عرض کنم در ماراتن احراز صلاحیت، خوان اول به سلامت گذشت!
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 16:41  توسط رضا حجتی  | 

                                     یا ابا عبدالله ان الله شاء ان یراک قتیلا

می خواستم در این پست از حسین و عاشورا بنویسم اما  چه کنم که واژه ها نیز وقتی نام حسین آورده می شود از وصف او عاجز و ناتوانند چرا که حسین از جنس چیزهای زمینی و این جهانی نیست که بتوان او را با ابزار زمینی شناخت و تو صیف نمود، او از جنس عشق است و تنها کسانی او را درک خواهند کرد که عاشق باشند.خداوند او را فرستاد تا تمام انسانهایی که مدعی آزادگی و آزادی خواهی اند تکلیف خودشان را بدانند و الگویی برای همیشه تاریخ بشر باشد. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:21  توسط رضا حجتی  | 

                         اول دفتر به نام ایزد دانا              صانع پروردگارحی توانا

من در این وبلاگ قصد دارم از دغدغه هایم در خصوص دین،آزادی، سیاست، عداالت و توسعه بنویسم.

مفاهیمی که سالیان درازیست ذهن مرا به خود مشغول کرده است و یافتن مدلی سازگار، مبتنی بر آنها برای جامعه ایرانی انگیزه تمام فعالیتهای من در این سالها بوده است.امیدوارم با کمک خداوند و همراهی دوستان و علاقه مندان به پیشرفت این سرزمین، بتوانم گامی هر چند کوچک در این مسیر بردارم. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 12:20  توسط رضا حجتی  |